چهارشنبه, 28 شهریور 1397

محصولات ویژه محرم و صفر

  • MP3 گلچین عزاداری محرم 93 - روضه
  • MP3 گلچین عزاداری محرم 93 - شور
  • MP3 گلچین عزاداری محرم 93 - شور-واحد- روضه
  • MP3 گلچین محرم 93 کربلایی جواد مقدم
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج محمود کریمی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج سید مهدی میرداماد
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج مهدی سلحشور
  • MP3 گلچین محرم 93 کربلایی حمید علیمی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج حسین سیب سرخی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج میثم مطیعی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج منصور ارضی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج حسن خلج
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج مهدی سماواتی
  • MP3 گلچین محرم 93 حاج محمد رضا طاهری
  • MP3 گلچین سینه زنی واحد محرم
  • mp3 گلچین سینه زنی محرم شور/واحد/روضه
  • MP3 گلچین سینه زنی شور محرم
  • MP3 گلچین عزاداری و روضه محرم
  • MP3 گلچین عزاداری شور/ واحد/ روضه محرم. کربلایی جواد مقدم
  • MP3 گلچین عزاداری شور/ واحد/ روضه محرم. حاج محمود کریمی
  • آلبوم مذهبی اشکم 1
  • mp3مجموعه سخنرانی پیرامون امام حسین(ع) کربلا و عاشورا
  • mp3-گلچین مجموعه عزاداری محرم ویژه آندروید
گروه بین الملل-رجانیوز:  نباید با نابود کردن داعش، زمینه را برای توسعه قدرت ایران در منطقه فراهم کرد؛ زیرا با سلطه تهران و نیروهای متحدش بر اراضی آزاد شده از چنگ داعش، یک «امپراتوری رادیکال ایرانی» شکل خواهد گرفت. این هشدار هنری کیسینجر، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در زمان ریاست جمهوری نیکسون و نوابغ سیاست خارجی تاریخ آمریکا چند ماه پیش از برچیده شدن افسانه حکومت داعش است، وی  در مقاله ای  که برای«کاپ ایکس» CapX نوشته بود خطاب به دولت ترامپ هشدار داد، شکست داعش به قدرت گرفتن ایران در سراسر منطقه خاورمیانه منتهی می‌شود. به گزارش رجانیوز، در حالیکه انقلاب اسلامی ایران در آستانه چهل سالگی به عصر جدیدی از شکوفایی و بلوغ خود وارد می شود که نسبت به آغاز انقلاب دشمنان غدارش، مثلث آمریکا، انگلستان و اسرائیل با نیروها و امکاناتی مافوق تصور، بیش از هر زمان دیگری افول کرده اند و صحنه بین الملل به نفع ایران و متحدانش در حال شکل گیری است. شاید بهتر باشد برای برشمردن دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه بین الملل از همینجا آغاز کنیم. زمان زیادی از اعلام پایان حکومت داعش توسط سردار قاسم سلیمانی نمی گذرد، داعشی که  بر اساس ایده طرا ح اصلی اش یعنی آمریکا و با کمک اسرائیل و کشورهای  ارتجاعی منطقه خودش را برای حضوری چند ده ساله در منطقه آماده کرده بود تا بدینوسیله برخی کشورهای منطقه تجزیه شوند، این شجره خبیثه با ایستادگی جریان مقاومت در منطقه با محوریت ایران تقریبا به هیچیک از اهدافش نرسید و در مدت زمانی کمتر از ده سال به پایان خود رسید. پیش از داعش هم پروژه « خاورمیانه بزرگ» آمریکا با محور مقاومت که نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران است به شکست کشانده شد تا به وضوح عیان گردد اجرای هیچ پروژه ای بدون ایران و مقاومت در حساس ترین و راهبردی ترین منطقه جهان میسر نیست، در همین زمینه هنری کیسینجر اخیرا در کمیته خدمات دفاعی کنگره آمریکا ناگزیر به اعتراف شد که باید منافع ایران را در منطقه به رسمیت بشناسیم [1]، از طرفی دیگر دلفین اُ،  یکی از نمایندگان جوان پارلمان فرانسه و عضو حزب «به پیش» (!En Marche)  که امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری این کشور پایه گذاری کرده است اظهار داشت:  انکار نقش تهران در منطقه خطای راهبردی است. [2] هنری کیسینجر  دلفین اُ، نماینده پارلمان فرانسه هنگامی این دستاوردها با اهمیت تر قلمداد می شوند که جایگاه  بین المللی  ایران در زمان محمدرضا پهلوی را ارزیابی مختصری داشته باشیم، بر هیچکس پوشیده نیست که ایران در زمان پهلوی دوم قدرت اول منطقه بود، البته این قدرت ذیل عنوان ژاندارمی منطقه تعریف می شد، ایران حافظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه به شمار می رفت ، بطوریکه پیش از انقلاب اسلامی، هزاران اسرائیلی، غالبا دیپلمات ها و بازرگانان ساکن ایران، به دنبال دستیابی به ثروت خود در ایران بودند. مستندی به نام قبل از انقلاب توسط  دو صهیونیست متولد ایران ساخته شده  که "داستان غم انگیز بهشت اسرائیل در ایران" می گوید. بدیهی است  قدرت نظامی و ژاندارمی  ایران برعلیه جهان اسلام به کار می رفت و هیچ آورده ای برای کشور و مردم ایران نمی توانست داشته باشد ولی در عوض برای آمریکا بابت قراردهای کلان تسلیحاتی سود فراوانی را رقم می زد. مستند صهیونیستی قبل انقلاب که زندگی اسرائیلی های مقیم تهران را نشان می دهد نقش ايران در چيدمان سياست خارجه کاخ سفيدبر اساس دکترين ترومن ايالات متحده مى بايست از نفوذ کمونيسم به کشورهايى که از نظر اقتصادى ضعيفند ممانعت بعمل مى آورد و بهترين شيوه براى جلوگيرى از اين نفوذ ايجاد پايگاه هاى نظامى و فروش تسليحات و جنگ افزار هاى نوين به اين کشورها بود لذا ايران به دليل موقعيت ژئو استراژيک و ژئوپلتيک خود در صدر گزينه هاى کاخ سفيد براى دريافت کمک هاى تسليحاتى قرار داشت.از اين رو در بيستم ژانويه 1947 موافقتنامه ى پيرامون خريد تسليحات معادل ده ميليون دلار بين ايران و آمريکا بسته شد.از سوى ديگر پس از جنگ جهانى دوم اهميت منطقه حساس خاورميانه و همچنين نفت اين منطقه براى سران کاخ سفيد واضح تر گرديد و بنابراين ايران مى بايست به کاخ سفيد نزديک تر مى شد.علاوه بر اين پس از روى کار آمدن نيکسون در سال1969 و اتخاذ دکترين نيکسون در دستگاه سياست خارجه کاخ سفيد نگرش تسليحاتى امريکا نسبت به تهران افزايش يافت و حجم تبادل جنگ افزارهاى نظامى سيرى صعودى پيدا کرد به طورى که در ماه مه 1972 نيکسون تصميم گرفت اجازه خريد هرگونه سلاح از آمريکا را (به جز سلاح هاى هسته اي)به شاه بدهد.با توجه به اين حجم تبادل تسليحاتى ميان تهران واشنگتن به خوبى ميتوان به اهميت ايران براى آمريکا پى برد.در دهه 70 ايران به عنوان حافظ کمربند آهنين و همچنين بهره مندى از دخاير نفتى و گازى که مى توانست آينده اقتصاد ايالات متحده را تضمين کند و نيز حفظ منافع آمريکا در خليج فارس و تنگه حساس هرمز و ايجاد ثبات و امنيت در راستاى منافع واشنگتن و جلوگيرى از خيزش کشورهاى عربى به عنوان اصلى ترين شريک ايالات متحده محسوب مى گشت لذا مى توان گفت از دست رفتن اين مهره به معناى از دست دادن تمام قابليت ها و ظرفيت هاى ايران براى کاخ سفيد بود. [3] ریچارد نیکسون و محمدرضا پهلوی در محوطه کاخ سفید کاپیتولاسیونکاپیتولاسیون ( یک کلمه لاتین به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد یا خود عهدنامه) بدون توجه به معنی لغوی آن در اصطلاح تاریخ حقوق اروپایی به اسناد یکجانبه یا عهدنامه هایی گفته می شود که به موجب آن "باب عالی" و حکومت های شامات (سوریه و لبنان) و آفریقای شمالی وضع حقوقی بیگانگان مقیم امپراتوری عثمانی را تعین می کردند و امتیازات و معافیتهایی به دول اروپایی در مورد ابتاع آنها اعطا می کردند. مفهوم عام حقوقی کاپیتولاسیون عبارت از نظام قضاوت کنسولی و برخی تضمینات و امتیازات و مصونیتهای قضایی است که به موجب تصمیمات یکجانبه یا اسناد قضایی دیگر به دول مسیحی در سرزمین های غیر مسیحی داده می شد. در ممالک و سرزمین های مزبور به طور کلی اتباع بیگانه گاهی بدون رعایت اصل متقابل از حدود صلاحیت مقامات قضایی محلی خارج بوده و تابع صلاحیت مقامات و به ویژه ماموران کنسولی و سیاسی دولت متبوعه خود محسوب می شدند و دعاوی و شکایات و محاکمات مربوط به امور جزایی آنان به وسیله کنسول با نماینده دولت متبوع آنان حل و فصل می شد. [4] جنگ ظفار این نبرد با تأسیسجبهه آزادی‌بخش ظفار در ۱۹۶۲ میلادی در استان ظفار واقع در شرق عمان آغاز شد و با شکست کامل مخالفان در ۱۹۷۵ پایان یافت. هدف اصلی مبارزان سرنگونی پادشاه عمان (سلطان قابوس) بود. محمدرضاشاه پهلوی  به دستور انگلستان و آمریکا  اقدام به اعزام ارتش شاهنشاهی برای حمایت از سلطان قابوس متحد انگلستان کرد. در نهایت محمدرضاشاه پهلوی با تلفات و هزینه های بسیار توانست به کمک سلطان قابوس مردم را شکست داده و قیامشان را سرکوب کند. عملیات ارتش ایران در ظفار، کاملا محرمانه و سری انجام گرفت و تا اعلام رسمی آن از سوی رژیم پهلوی، کمترین انعکاسی در مطبوعات و رسانه‌ای ارتباط‌جمعی کشور نیافت. مردم ایران نیز هیچ‌گونه شناختی از سرزمین عمان و استان دور افتاده ظفار نداشتند. این امر، به‌ویژه در ابتدای دخالت نظامی ایران، نمود بیشتری به خود گرفت و تا حد امکان سعی شد تا از این ماجرا، خبری در میان مردم منتشر نشود.    جدایی بحرین از خاک ایرانبی تردید یکی از نقاط تاریک و سیاه دوران محمدرضا پهلوی جدایی بحرین از ایران به خاطر خوش خدمتی به غرب و جلب حمایت بیشتر آمریکا بود. اگرچه هواداران ؤزیم پهلوی عنوان می کنند که شاه برای  مالکیت جزایر سه گانه که بسیار با اهمیت تر می باشند بحرین را واگذار کرده است که باید در پاسخ گفت برای این ادعا حتی یک برگ سند هم وجود ندارد بلکه  همین انگلیسی‌ها، پس از حتمی شدن استقلال بحرین و به رسمیت شناختن فوری استقلال بحرین  و تاسیس پایگاه نظامی در بحرین درباره حل وفصل مساله جزایر سه‌گانه، سیاست «تعلل و تأنی» را آغاز کردند. بر این اساس، مورخان نوشته‌اند که «انگلستان پس از شناسایی استقلال بحرین توسط ایران علاقه زیادی به حل مساله جزایر سه‌گانه نداشت .  انگلیس که در طی تاریخ استعماری خود بارها با نقض حاکمیت ایران بر بحرین، این کشور را تحت الحمایه خود کرده بود، با خروج نیروهایش از منطقه خلیج فارس در سال 1971، فرصت طرح مجدد حاکمیت ایران بر بحرین را به رژیم پهلوی داد. دولت ایران نیز ضمن استقبال از این تصمیم، اعلام كرد كه از حق حاكمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. اما اندکی بعد از این مواضع، شاه با بیان این که اگر مردم بحرین نمی خواهند به ما ملحق شوند، ما سرنوشت آنها را به سازمان ملل واگذار می کنیم، بدون مقاومت و دفاع از حاکمیت ارضی و سیاسی کشور، عملا موجب جدایی بحرین از ایران گردید. در نهایت نماینده سازمان ملل در سال 1349 به جای رفراندوم، با نظر خواهی «به گونه ای از پیش تعیین شده، با چند تن از بزرگان بحرین ملاقات کرد و نظر آنها را درباره استقلال بحرین به منزله نتیجه همه پرسی اعلام کرد. این گزارش ساختگی که بر اثر تبانی با حاکمان وقت و دولت انگلستان صورت گرفته بود، در 21/2/1349 در شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح گردید و به اتفاق آرا به تصویب رسید.» با انجام همه پرسی، بحرین در تاریخ 22 مرداد 1350 رسما استقلال خود را اعلام کرد و حکومت در دست آل خلیفه جنبه رسمی پیدا کرد و رژیم پهلوی نیز یک ساعت بعد از اعلام استقلال بحرین، آن را به رسمیت شناخت.  به هر روی انقلاب ایران در سال 1979 میلادی  برخلاف انقلابهای فرانسه و روسیه كه با ایدئولوژی دست ساز به بشر نوید خوشبختی را دادند، دین و ایدئولوژی الهی را به عنوان یك الگوی آرمانی و عملی متناسب با فطرت بشری ارائه كرد كه موجد تحولات بسیاری در ابعاد نظری و عملی در تحولات بین المللی در سطوح منطقه‌ای و جهانی گردید. انقلاب اسلامی ضمن آن كه ساختار یك نظام 2500 ساله را به هم ریخت، تغییرات ملموسی نیز در روابط بین الملل ایجاد كرد و با تحول موضوعات بین المللی، ایده‌های جدیدی را وارد عرصه جهانی ساخت و به موازات این تحولات، حیات تازه‌ای به مسلمانان، مستضعفین و آزادی خواهان جهان بخشید و الگوی فكری، مدیریتی و مبارزات نوین و كارآمدی را آنها شناساند.انقلاب اسلامی در شرایطی رخ داد كه هویت اسلامی به شدت تضعیف شده بود و ایده‌های لیبرالیستی سوسیالیستی بر جهان حاكمیت داشت و ذهن انسانها در نتیجه حوزه نفوذ این دو قطب قدرت تعریف می‌شد.  به تعبیر یك محقق فرانسوی در امور ایران، انقلاب اسلامی  بر هم زننده تعادل بلوكهای قدرت جهانی و روابط سلطه اقتصادی و سیاسی در یكی از طمع برانگیزترین مناطق جهان است، كه مشروعیت بین المللی را زیر سؤال برد. [5]  روژه گارودی، اندیشمند فرانسوی در این زمینه می‌گوید: «انقلاب اسلامی دارای معنای جدیدی بود كه نه تنها حكومت سیاسی، اجتماعی و استعماری را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از این تمدن و جهان بینی خاصی را كه در مقابل دین علم شده بود، واژگون ساخت.»[6] تأثیرات تئوریك انقلاب اسلامی را می‌توان در  تئوریهای حاكم بر جهان نوین مثل تئوری برخورد تمدنهای هانتینگتون و تئوری پایان تاریخ فوكویاما... به عینه مشاهده كرد. فرانسیس فوکویاما ساموئل هانتیگتون نمونه عینی آثار اندیشه‌های  انقلاب اسلامی در مبانی حاكم بر روابط بین الملل را می‌توان در پیام تاریخی ده ماه 67 امام خمینی (ره) به گورباچف، رهبر و دبیر كل حزب كمونیست شوروی سابق مشاهده كرد كه در آن به محدودیت‌های ماركسیسم در پاسخگویی به نیازهای بشری و توان و قدرت دین جهان شمول اسلام در پر كردن خلأ اعتقادی نظام اتحاد جماهیر شوروی اشاره نموده، رهبران آن زمان شوروی را از پناه بردن به الگوی سرمایه‌داری غرب به عنوان ناجی باز می‌دارند. در این پیام ماركسیسم به عنوان یك دین ساخته بشر به حیات پایانی خود رسیده و به تعبیر الوین تافلر در كتاب «جابجایی قدرت» غرب با تمام محتویاتش نادیده گرفته شده و كارآمدی خود را برای اداره جهان و هدایت بشری از دست داده است.[7]  ارائه الگوی سیاست نه شرقی نه غربی (استقلال‌گرایی) آرمان استقلال طلبی مردم ایران در قالب اصل نفی شرق و غرب به عنوان قطب های حاكم در آن زمان، الگوی جدیدی در روابط بین الملل بود كه بعدها مبانی رفتاری برخی از كشورها و بیشتر ملل آزادی خواه را تشكیل داد. طرح سیاست خارجی نوین از سوی انقلاب اسلامی كه بر نفی هر گونه سلطه‎جویی و سلطه پذیری استوار بود، خود شوک دیگری بود بر نظریه‌های استعماری و كلیشه‌ای در عصر انقلاب، در واقع این اصل قالب های موجود ابرقدرتهای آن زمان را شكست و راه تنفسی برای كشورهای اقماری بود. این اصل با نفی وابستگی به شرق و غرب توانست، توجه كشورهای حوزه نفوذ ایران را به همبستگی درونی،‌ توزیع عادلانه قدرت و آزادی‌خواهی معطوف دارد. دستاوردهای انقلاب اسلامی در بعد عملی انقلاب اسلامی علاوه بر احیای هویت و منزلت ایران و بازسازی هویت دینی و ملی ایرانیان، ایران را در جغرافیای جهان سرافراز ساخت. برای جهان اسلام در درجه اول و برای جهان مسیحیت در جغرافیای جهان پیام و الهامات نظری و عملی در بعد زندگی سیاسی و اجتماعی به ارمغان آورد. دستاوردهای نظام اسلامی برای سیاست خارجی ایران انقلاب اسلامی در دورانی از تاریخ سیاسی كشورمان به وقوع پیوست كه اصل سكولاریزه شدن سیاسی و فرهنگی حكومتها در دنیا جریان داشت و حكومت پهلوی به دلیل وابستگی شدید سیاسی، اقتصادی و نظامی به آمریكا، كشور را تبدیل به مستعمره سیاسی واشنگتن كرده بود و یكی از حلقه‌های مؤثر استراتژیهای سیاسی و امنیتی بلوک غرب در مقابله با بلوک كمونیسم به حساب می‌آمد. محمد رضا پهلوی كه برای جلب بیشتر آمریكا در چارچوب به اصطلاح مدرنیزه كردن كشور اقدام به اجرایی كردن سیاست‌های لائیسم و جا به جا كردن ارزشها و هنجارهای ملی و مذهبی كرده بود و در روابط خارجی نیز با اطاعت محض از سیاستهای كاخ سفید ستون فقرات استراتژی ها، پیمانهای سیاسی وامنیتی واشنگتن در آن زمان به شمار می‌آمد. در پایان شنیدن اظهارات احمد هوبر روزنامه ‏نگار سوئيسی  از مسلمانان متعهد اروپا و از طرفداران جدی  انقلاب اسلامی در بهمن ماه ۶۸  در سفر به ايران خواندنی است:  «می ‏دانم كه شما گهگاه ممكن است تصور كنيد جهان شما را تحقير كرده و با شما دشمنی می ‏كند. من به اينجا آمده‏ ام تا به شما بگويم كه اين احساس صحيح نيست و شما نه تنها آن اندازه كه می پنداريد منزوی نيستيد بلكه در جهان دوستان زيادی داريد.امروز در اروپا احساس می ‏شود سقوط ديوار برلين با انقلاب و قيامی كه شما يازده سال پيش آغاز كرديد مرتبط است و اين قيام و بپاخستن اسلامی كه از ايران آغاز شد امروز در اروپا محسوس است.  امام خمينی (س) به ما مسلمانان خارج از ايران به مسلمانان اروپايی ‏شان و شخصيت تازه‏ ای بخشيدند به گونه ‏ای كه ما ديگر از مسلمان بودن خود خجل نيستيم. دوم اينكه امام مسلمانان را سياسی كرده است‏ يعنی انديشه و تفكر سياسی در ميان مسلمانان ايجاد و بسط داده است. امروز مسلمانان دريافته ‏اند كه اسلام تنها يک سلسله تشريفات و مناسک عبادی شخصی نيست. نماز جمعه‏ ها و خطبه‏ های آن روز به روز از نظر محتوای سياسی غنی‏ تر مي‏شود.امام خمينی نه فقط مسلمانان را بيدار كردند بلكه بر جهان غير اسلام و غير مسلمانان جهان نيز تاثير بر جا نهادند، كه به اختصار يک نمونه شگفت ‏آور را توضيح می ‏دهم. ديوار برلين فرو ريخته و رژيمهای كمونيستی در اروپای شرقی یکی پس از ديگری سقوط می كنند. مردی به نام گورباچف در شوروی مجبور شده است تا تحولاتی در روسيه و اروپای شرقی ايجاد كند،  زيرا ديگر حفظ رژيم كمونيستی در شوروی ممكن نبود. به چه علت اين اجبار برای گورباچف پيش آمده بود؟ علت اين بود كه اقتصاد شوروی رو به ورشكستگی بود و ديگر برای شوروی ممكن نبود كه بتواند اقمار متعدد خود را در اروپای شرقی زير بال و پر داشته و آنها را اداره كند. جنگ افغانستان عامل مهمی در به ورشكستگی كشاندن اقتصاد شوروی بود. زيرا روس ها پيش بينی كرده بودند كه اين جنگ، سه يا حداكثر چهار هفته بيشتر طول نخواهد كشيد و افغانستان تحت كنترل درخواهد آمد. اما اين جنگ ده سال طول كشيد و اقتصاد شوروی را به ورشكستگی كشانيد، علت ورود روس ها به افغانستان اين بود كه برژنف گفته بود بعد از انقلاب اسلامی ايران من نمی خواهم در مرزهای جنوبی خود يک انقلاب اسلامی ديگری داشته باشم.» پي نوشت : [1]. c-span.org[2].euronews.com[3]. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی[4]. www.mehrnews.com[5] . پیام انقلاب ویژه نامه شماره 361 بهمن ماه 77 ، ص 10. [6] . نشریه شما، 10/10/77. [7] . روزنامه جام جم، 31/3/82 
تماس با ما:
(آدرس ما در شبكه هاي اجتماعي)
لطفا كليك شود

دفتر مرکزی :  (37741600-025)
فروشگاه مرکزی قم :  (37737020-025)
مسئول امور نمایندگی ها: آقای حسین زاده
تلفن: 09011515811 ، 09123513137